
هر بار که دوربین میگفت :
- لبخند
اشک می ریخت
آرایش گونه هایش به سرخی لاله می زد و
سایه ی پلک هایش به کبودی مشت
نمی دانم لبخند های کج شده ی اطرافیانش
به لباس گشاد عروسیش بود
یا
کوچکی سنش و کوتاهی قدش
مقابل مردی 50 ساله
که با لرزش دست هایش
تور عروس را بر می داشت
نظرات شما عزیزان:
لیلا 
ساعت19:58---16 شهريور 1391
سلام عزیزم وبلاگتون واقعا قشنگه .اگه میشه به وبلاگ منم سر بزن.بازم بهت سر میزنم فعلا بای
پاسخ:
ممنون عزیزم نظر لطفته
حتما
alireza 
ساعت19:40---16 شهريور 1391
بہ يادتـم بہ وسعتــ ـ قلبــ ـ کوچکــم ، شـايد کــم باشـد
اما قلبـــ ـ هــرکـس تمام زندگے اوستــ ـ
وبلاگت خیلی قشنگ و جالبه.خوشحال میشم اگه به من یه سر بزنی....
پاسخ:
زیبا بود
ممنون
حتما
ساسان 
ساعت19:33---16 شهريور 1391
سلام.
وبتون خیلی قشنگه.
اگه امکانش هس یه سرم به من بزنین
پاسخ:
ممنون
حتما
بروز دانلود 
ساعت19:30---16 شهريور 1391
وب خوبی داری ها...
به منم سر بزن
پاسخ:
ممنون
حتما
ملوسک 
ساعت19:18---16 شهريور 1391
سلام عزیزم
وبلاگ زیبایی داری
مایل به تبادل لینك با وبلاگت هستم . اگه موافق بودی آدرس منو با نام ملوسك شاپ لینك كن
http://www.malusak72.mihanblog.com
بعد بهم بگو كه تو رو با چه اسمی لینك كنم
موفق باشی
پاسخ:
ممنون
موافقم بهت خبر میدم
برچسبها:
<-TagName->